آموزش علم حقوق به زبان ساده
حقوق ازلحاظ لغوی جمع حق است و گاهی به معنی مصدر نیز بکار می رود. . از نظر اصطلاحی حقوق، مجموعه قواعدی است که تنظیم کننده روابط حقوقی اشخاص در جامعه است. با این مقدمه، ما با عبارات: حق ، قواعدحقوقی و روابط حقوقی در علم حقوق مواچه هستیم که جا دارد در آغاز سخن به تبیین آن پرداخته شود.
- حق: امتیازی است که انسان در اجتماع برای خود قائل است. داشتن این امتیاز وی را قادر میسازد که نسبت به اشیاء و یا اشخاص تسلط داشته باشد.
-
قواعد حقوقی: مجموعه قوانین و مقرراتی است که از سوی مرجع قانونگذاری در باره مسائل و موضوعات مختلف حقوقی وضع شده است.
-
روابط حقوقی : نوع رابطه انسانی است که از آن حق و تکلیف ناشی میشود.
علم حقوق: رشته ای از رشته های علوم انسانی است که در باره حقوق و تکالیف انسانها در جامعه و قواعد حاکم و ناظر بر آن سخن می گوید.
حقوق به اعتبار موضوع به حقوق مدنی- حقوق تجاری- حقوق اداری - حقوق خانواده - حقوقی کیفری - حقوق گمرکی - حقوقی مالیاتی - حقوق اداری و استخدامی - حقوق اساسی و غیره تقسیم میگردد. و به اعتبار قلمرو به حقوق داخلی و حقوق خارجی تقسیم میشود. وقتی سخن از حقوق مدنی به میان می آید ، منظور مجموعه قواعد و مقرراتی است که در باره روابط مدنی و حقوقی اشخاص بحث می کند و وقتی از حقوق تجاری سخن به میان می آید، منظور مجموعه قواعد و مقرراتی است که در باره حقوق و تکالیف تجار و بازر گانان و روابط تجاری آنان بحث می کند. و زمانی که از حقوق اداری سخن رانده می شود منظور مجموعه قواعد و مقرراتی است که در باره حقوق و تکالیف مستخدمین دولت بحث می کند. و زمانیکه حقوق خانواده مطرح می شود منظور مجموعه قواعد و مقرراتی است که در باره حقوق و تکالیف زوجین نسبت به همدیگر و حقوق وتکالیف فرزندان نسبت به هریک از زوجین « پدر و مادر » بحث می کند.. و بقیه انواع دیگر حقوق هم همینطور است.
حقوق به اعتبار قلمرو به حقوق داخلی و حقوق خارجی تقسیم می شود. منظور از حقوق داخلی مجموعه قوانین و مقرراتی است که در داخل کشور حکومت می کند. و منظور از حقوق خارجی مجموعه قوانین و مقرراتی است که در خارج از قلمرو کشور حاکم است. با توجه به این مراتب، برای اینکه بدانیم مساله حقوقی که برای ما مطرح است ، موضوع کدامیک از انواع حقوق میباشد باید وصف درستی از مساله حقوقی داشته باشیم . با این توضیح، نمی توان مساله حقوقی که برای ما مطرح و به فرض جنبه مالیاتی دارد ، پاسخ آن را در قوانین و مقررات حانواده و به تعبیری در حقوق خانواده جستجو کرد. و به همین لحاظ است که این تقسیم بندی حقوقی از حیث موضوع دارای اهمیت است. انسان با توجه به اینکه فطرتآً مدنی الطبع است است و یک موجود اجتماعی است، با روابط حقوقی و مسائل حقوقی مواجه است . انسانی را نمی توان یافت که در اجتماع زندگی کند و لی هیچگونه روابط حقوقی نداشته و یا با مسائل حقوقی مواجه نشود. از این منظر است که علم حقوق اهمیت پیدا می کند و دانستن آن امری واجب و ضرور مینماید. انسان همینکه متولد میشود، با تولد خود حقی را به ارمغان میآورد. گرچه تولد به اختیار او نیست، ولی به اختیار خود اعمالی انجام میدهد، که با آن اعمال و افعال نیز حقوق و تکالیفی مییابد. معامله ای انجام میدهد، صاحب ملکی میشود . دیگران تکالیفی مییابند نسبت به رعایت حق مالکیت وی و محترم شمردن حق مالکیت. بنابر این، نتیجه می گیریم، برای انسان مدنی الطبع، گریز و فراری از مسائل و موضوعات حقوقی نیست. و انسان همیشه با آن مسائل مواجه است. در هر مساله حقوقی که انسان با آن گریبانگیر است سوالاتی را پیش رو دارد، که یافتن پاسخ آن برای او ضروری است. در هر مساله حقوقی معمولآً این سوالات مطرح است:
١- آیا در این مساله حقوقی من صاحب حق هستم یا خیر؟
٢- حق من در این مسله حقوقی تا چه میزان و اندازه است؟
٣- قانون حاکم بر مساله حقوقی کدام است؟
۴- مرجع صالح جهت طرح دعوی و رسیدگی به این مساله حقوقی کدام مرجع است؟
۵- مدارک و اسناد لازم برای مساله حقوقی مورد نظر چیست؟
۶- هزینه های لازم برای طرح این مساله حقوقی در مرجع صالح چقدر میباشد؟
٧- زمان لازم برای طرح دعوی و اخذ نتیجه رسیدگی در دادگاه چه مدت است؟
٨- آیا پس از اخذ رای امکان اجرای آن مقدور است یا خیر؟
٩- طرف مقابل چه کسی است و از چه امکاناتی برخوردار است؟
١٠- آیا مساله حقوقی بدون مراجعه به محکمه قابل حل و فصل است یا خیر؟
١١- تدابیر لازم برای طرح موضوع در دادگاه و یا ارجاع آن به داوری در یک مساله حقوقی چه میتواند، باشد؟
چه بسا ممکن است شخصی در یک موضوع حقوقی خود را ذیحق بداند و این توهم پیش اید که در آن موضوع حقوقی محق است . در حالیه در آن موضوع حقوقی هیچ حقی نداشته باشد. و یا بر عکس، چه بسا ممکن است در یک موضوع حقوقی شخص خود را ذیحق نداند در حالی که در آن موضوع حقوقی محق باشد. معمولا این توهمات و یا تصورات غلط منجر به از دست دادن حق یا تعرض به حقوق دیگران را به دنبال خواهد داشت.از این منظر است که معلومات حقوقی داشتن و آشنایی به قانون حاکم بر موضوع امری اجتناب ناپذیز مینماید و یاری جستن از حقوقدان و مشاوره حقوقی با وی راه و رسم خردورزان و دور اندیشان. کما اینکه مشورت جستن از حقوق دانان در مسائل و موضوعات حقوقی و طی طریق با راهنماییهای آنان به مراتب هزینه اش کمتر است از افتادن در گرداب گرفتاریهای حقوقی و سپردن مهمتری مسائل زندگی به این و آن، و این وضعیت ناگوار یعنی؛ گهر زندگی را باختن و زیبایی آن را در تاریکی جستن. و آرامش را به نا آرامی بدل ساختن. و در تاریکی بدون چراغ و شناخت راه پیمودن. ........ دامه دارد